![]() |
![]() |
|
|
دیگر نمی خواهم تو را
رهایم کن ای آواره گی من از آسمان ندای ربنا شنیده ام ندایی بس فروزان و دل انگیز من از آسمان ندای هل اتا شنیده ام ندایی به اندازه ی چشمان سحر خیزان و من آندم مدهوش و حیران لابه لای ثانیه های معکوس اذان الله اکبــــــــر می دانم چرا نمی خواهم تو را پس تنهایم گذار ای آواره گی تا راز ثانیه های معکوس را کشف کنم و به اوج اطاعت و بندگی رسم از خودم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 10:33 قبل از ظهر توسط (مــریــم) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
دختری از خطه جنوب هرمزگان ، خونگرم و مهربون
متولد 2/5/1360 دوست دارم در وبلاگم تمام شعرای خودم و داداشم رو که خیلی دوسش دارم بنویسم |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 |
|
RSS
|