![]() |
![]() |
|
|
دستهـای مادرم را در وجود
اولیـن معنای خود دیدم چشم هایش را آواره بر دریای مهر و رنج دیدم مادرم را جمله ای دیدم مادرم را واژه ای ندایی عشق تقسیم می کرد عشق آه !! مادرم زیبا ، وجود عشق را می دید مادرم گاهی خدا می شد و من شرمنده ی الطاف مهر او مادرم در کهکشان راه آزاری برایم ماه را هدیه آورد ماه در چشمان مادر بود روشنی در پیش پای من مادرم عشق را می برد من را کوله بار مهر مادروار کوله باری که عطرش بوی قلب مادرم می داد کوله باری جنس خیس نازک ابریشم چشمان دریایی مادر تو ای مادر عشق یا تو تویی معنای عشق یا عشق معنای تو با تو سخت آمد نگاه من با تو دشوار است با تو ماندن مثل خورشیدیست آتش باز با تو .... اما بی تو هرگز مادر از خودم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 1:57 بعد از ظهر توسط (مــریــم) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
دختری از خطه جنوب هرمزگان ، خونگرم و مهربون
متولد 2/5/1360 دوست دارم در وبلاگم تمام شعرای خودم و داداشم رو که خیلی دوسش دارم بنویسم |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 |
|
RSS
|