![]() |
![]() |
|
|
در کشش ثانیه ها
لحظه ها می بارند رنگ ها می رقصند زندگانی در پیش عشق شاید چیدن یک گل سرخ شاید دو سه حرفی که چکیده ز دهان دونفر یا گمان کردن هر خاطره ای،قصه ای،رویایی یا اگر مکث کنیم عشق یعنی مرگ به عقب برگردیم مادران می بارند مادران می رقصند زندگانی زیباست مادران قصه ی خوبی هستند مادران واژه ی پاکی هستند مادران خاطره اند مادران قسمتی از مرگ مرگهایی زنده مرگهایی عاشق همه فکر می کنیم هوا نامرئی است مثل رنگ لحظات مادر آسمان آبی نیست انعکاس رخ مادر زیباست مهر در پنجه ی مادر پیداست عشق بر گونه ی مادر جاریست لطف در پشت دل او مخفی است از داداشم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 12:39 بعد از ظهر توسط (مــریــم) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
دختری از خطه جنوب هرمزگان ، خونگرم و مهربون
متولد 2/5/1360 دوست دارم در وبلاگم تمام شعرای خودم و داداشم رو که خیلی دوسش دارم بنویسم |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 |
|
RSS
|